تبليغاتX
در محضر دوست

در محضر دوست

الهی و ربی من لی غیرک

بنام خداوند بخشنده و مهربان

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 17:14  توسط مرحوم 

بنده ی رو سیاه توام یا سریع الرضا

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:15  توسط مرحوم 

بحق زهرانا الهی العفو .

 

بیا و در ذهنم قدری کنار من بشین

 

بیا که سخت شکایت و گله از هر کس غیر از تو دارم

 

بیا و ببین  بنده ات را که سالهاست خلق کردی با خود چه کرده است

 

بیا .

 

خدایا . بچه که میخوره زمین گریه کنان می دوه میاد سمت والدینش

 

با زبان بی زبانی  زخمش رو نشون میده

 

گریه می کنه

 

میشینن کنار پاش نوازشش میکنن دلجویی میکنن یه شکلاتی ،

 

چیزی بهش میدن

 

با دوتا دست میکشن رو صورت اشک آلودش

 

خدایا ، من غیر تو کی رو دارم خدا ؟

 

نمی دونم دیگه خیلی خسته شدم

 

می خوای نگه دار میخوای ببر

 

هر کاری دلت خواست بکن

 

اما منو به خودت نزدیک کن

 

خدا ، بیا

 

تو منو صدا زدی که دارم باهات حرف میزنما

 

بیا  دل منو ببین

 

زخم داره خدا

 

میسوزه

 

خدا خسته شدم از این دنیا

 

قرار بود بیا بگم چه بلاهایی سرم آوردم

 

میدونی من فهمیدم که تو وقتی منو خلق کردی

 

خیلی چیزا بهم دادی

 

اما قربونت برم خدای خوب و مهربان

 

هیچی ندارم الان

 

ببین

 

دست خالی شدم

 

هر چی سرمایه بهم داده بودی همه رو بیخودی خرج کردم

 

هیچی ندارم

 

آخ خدا

 

چی میشه اگه باز همه اون چیزایی رو که بدوا بهم داده بودی

 

و من از دستشون دادم

 

دوباره بهم بدی

 

یه قلب پاک

 

 یه روح  سفید سفید

 

دیدی خدا

 

ایناس که منو اذیت می کنه

 

 از توانمم بیرون رفته

 

خودتم میدونی دیگه دست خودم نیست

 

خدا یا من کجا و تو کجا

 

چقدر تصویر اینکه دارم باهات حرف میزنم برام دوره

 

همینم یکی از شکایت های منه

 

خودتو بهم نزدیک کن

 

این منم که به تو محتاجم ای بی نیاز

 

خدا باورم نمیشه تا الان  صفحات عمر من سالها و ماهها

 

و روزهاو شبها و ساعته

ا

خدا باختم

 

خدا مگه من چقدر بد کردم که محیط رحمتت رو نمی تونم بجوش بیارم

 

خدا اگه تو منو  بالا نبری اگه تو بهم اهمیت ندی

 

من چیکار کنم ؟

 

خدا

 

هیچی کاری نکردم برای  آخرتم

 

خیلی هم بد بودم

 

حالا نگرانم هستم

 

تو بگو با اینهمه آلودگی و عادتها

 

چه جوری خوب بشم ؟

 

خدا من خیلی دوستت دارم

 

هنرم نیست دوست داشتن تو

 

غریزیه

 

در نهاد ما عشق به تو نهفتس

 

خدا خیلی حرفها دارم که نمی تونم بزنم

 

تنها تو قلبم مرور میشه تو هم میخونیش

 

خدای مهربان من

 

من بر خودم ظلم کرد و تو همچنان محبتت رو از من دریغ نکردی

 

ازت میخوام خیلی کمکم کنی

 

الان کمکم کن

 

 خدا مثلا یه آرزویه دیگه

 

کسی که نمی تونه برای این آرزوم برام عیب بگیره

 

مثلا الان نمیشه

 

 به ملائکت دستوراتی بدی که

 

من خیلیییییییییی خوب باشم

 

 خدا تو کجایی ؟

 

 بگو منو بیارن پیشت

 

بهم کمک کن منو بحال خودم وا مگذار دستامو بگیر

 

قبل از اینکه همه چیز برای من دیر بشه .

 

اجابتم کن بحق علی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 5:0  توسط مرحوم 

افتاده بر خاک

 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 2:1  توسط مرحوم